پرش به محتوای اصلی
OpenAI

۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

امور بین‌الملل

مدل‌سازی تحول مشاغل با هوش مصنوعی

در حال بارگذاری…

بیشتر بحث‌ها درباره هوش مصنوعی و اشتغال با پرسشی ساده آغاز می‌شوند: هوش مصنوعی چه کارهایی را می‌تواند انجام دهد؟

این پرسش مهم است، اما برای پیش‌بینی آنچه بر سر نیروی کار خواهد آمد، کافی نیست. یک فناوری ممکن است بتواند بسیاری از وظایف یک شغل را انجام دهد، بی‌آنکه خود آن شغل را از میان ببرد. دلایل گوناگونی برای این موضوع وجود دارد. ممکن است حضور انسان در مشاغل همچنان ضروری باشد، چون مشتریان خواهان تعامل انسانی‌اند، نهادها پاسخ‌گویی انسان را لازم می‌دانند، یا کار به حضور فیزیکی و قضاوت نیاز دارد. همچنین ممکن است کاهش هزینه‌ها تقاضا را چنان افزایش دهد که با وجود افزایش بهره‌وری نیروی کار به کمک هوش مصنوعی، اشتغال در یک صنعت به‌جای کاهش، گسترش یابد.

«چارچوب تحول مشاغل با هوش مصنوعی» OpenAI راه تازه‌ای برای اندیشیدن به این احتمالات ارائه می‌دهد. این چارچوب، به‌جای آنکه قابلیت فنی هوش مصنوعی برای انجام وظایف را پیش‌بینی حذف نیروی کار بداند، سه پرسش مطرح می‌کند:

  • آیا هوش مصنوعی می‌تواند بخش قابل‌توجهی از وظایف این شغل را انجام دهد؟

  • آیا انسان همچنان در انجام کار، نظارت بر آن یا پذیرش مسئولیت آن نقشی محوری دارد؟

  • اگر هوش مصنوعی هزینه ارائه خدمت را کاهش دهد، آیا تقاضا به‌اندازه‌ای رشد خواهد کرد که افزایش بهره‌وری را جذب کند؟

به‌کارگیری این چارچوب در ۹۲۱ رده شغلی، شامل حدود ۱۴۸ میلیون شغل در آمریکا، تصویری متنوع‌تر از تحول بازار کار به دست می‌دهد. حدود ۱۸ درصد مشاغل با خطر نسبتاً بالای خودکارسازی روبه‌رو هستند، ۲۴ درصد احتمالاً بازسازمان‌دهی می‌شوند، ۱۲ درصد می‌توانند با هوش مصنوعی رشد کنند و ۴۶ درصد در کوتاه‌مدت تغییر کمتری خواهند داشت.

این دسته‌بندی‌ها پیش‌بینی نمی‌کنند که درصد مشخصی از مشاغل از بین خواهند رفت. بلکه نقشه‌ای هستند که نشان می‌دهد انواع تغییر ممکن است نخست در کدام بخش‌ها پدیدار شوند.

چهار مسیر متفاوت برای کار

مشاغل در معرض خطر بیشتر خودکارسازی: این دسته می‌تواند مشاغلی مانند متصدیان ورود داده، بازاریابان تلفنی، نمونه‌خوان‌ها و برخی مشاغل دفترداری یا اداری را در بر بگیرد. بخش زیادی از این کارها شامل پردازش، بررسی یا انتقال اطلاعات استانداردشده است؛ وظایفی که هوش مصنوعی به‌طور فزاینده می‌تواند بدون دخالت مستقیم انسان در ارائه خدمت نهایی انجام دهد. ممکن است تقاضا برای این فعالیت‌ها به‌اندازه‌ای رشد نکند که اثر افزایش بهره‌وری حاصل را جبران کند.

این مشاغل به پایش دقیق نیاز دارند، به‌ویژه در مناطقی که اشتغال در آن‌ها متمرکز است یا کارکنان راه‌های محدودی برای ورود به مشاغل مشابه دارند. اما حتی در این موارد نیز توانایی فنی به‌خودی‌خود یا بلافاصله به حذف نیروی کار نمی‌انجامد. کارفرمایان همچنان باید فرایندهای کاری را بازطراحی کنند، هوش مصنوعی را با سامانه‌های موجود یکپارچه سازند، خطاها و ریسک‌های مقرراتی را مدیریت کنند و بسنجند که آیا خودکارسازی واقعاً از ادامه به‌کارگیری افراد ارزان‌تر است یا نه.

مشاغلی که بازسازمان‌دهی می‌شوند: گروه دوم که بزرگ‌تر است، احتمالاً به‌جای ناپدید شدن، بازسازمان‌دهی خواهد شد. وکلا، حسابداران، توسعه‌دهندگان نرم‌افزار، تحلیلگران مالی و معلمان می‌توانند نمونه‌هایی از این گروه باشند. هوش مصنوعی همین حالا هم می‌تواند پیش‌نویس قرارداد تهیه کند، شواهد را خلاصه کند، تحلیل مالی ارائه دهد، کد بنویسد و محتوای درسی تولید کند. اما مراجعان و نهادها همچنان به افرادی نیاز دارند که قضاوت کنند، مسئولیت تصمیم‌ها را بپذیرند، موارد غیرمعمول را درک کنند و با همکاران، دانش‌آموزان یا مشتریان رابطه برقرار کنند.

هوش مصنوعی ممکن است به هر وکیل امکان دهد اسناد بیشتری بررسی کند، به هر توسعه‌دهنده کمک کند کد بیشتری تولید کند یا به هر معلم اجازه دهد محتوای بیشتری متناسب با نیازهای فردی دانش‌آموزان تهیه کند. این امر می‌تواند نیروی کار لازم برای برخی فعالیت‌ها را کاهش دهد، اما خود این مشاغل همچنان ماهیتی آشکارا انسانی خواهند داشت. در این صورت، مسئله محوری چگونگی بازطراحی مشاغل است: کدام وظایف به هوش مصنوعی واگذار می‌شوند، کدام‌یک بر عهده کارکنان می‌مانند و آیا مشاغل سطح ورودی و مسیرهای پیشرفت شغلی همچنان فرصت یادگیری فراهم می‌کنند؟

نمودار جریانی با عنوان «همه بیش از ۹۰۰ رده شغلی (۱۵۲ میلیون شغل)» که دسته‌بندی مشاغل بر اساس تأثیر هوش مصنوعی را در چهار گروه نشان می‌دهد: ۴۶٪ با تغییر کمتر در کوتاه‌مدت، ۱۲٪ با رشد به کمک هوش مصنوعی، ۲۴٪ با بازسازمان‌دهی و ۱۸٪ در معرض خطر بالای خودکارسازی.

مشاغلی که با هوش مصنوعی رشد می‌کنند: در این مشاغل، هوش مصنوعی ممکن است هزینه‌ها را به‌اندازه‌ای کاهش دهد که تقاضای بیشتری ایجاد شود.  نمونه‌ها شامل معلمان خصوصی، مشاوران سلامت روان، مشاوران مالی شخصی و برخی متخصصان حوزه سلامت است. این خدمات در حال حاضر برای بسیاری از افراد گران‌اند یا دسترسی به آن‌ها دشوار است. در این حوزه‌ها، بهره‌وری بیشتر لزوماً به معنای نیروی کار کمتر نیست. مقرون‌به‌صرفه‌تر شدن تدریس خصوصی می‌تواند خانواده‌های بیشتری را به استفاده از آن ترغیب کند. مشاوره مالی ارزان‌تر می‌تواند راهنمایی متناسب با شرایط هر خانوار را در دسترس خانوارهایی قرار دهد که اکنون توان پرداخت هزینه مشاور را ندارند. متخصصان بالینی با کمک هوش مصنوعی ممکن است بتوانند پیگیری و مراقبت مستمر بیشتری ارائه دهند. اگر تقاضا به‌اندازه کافی گسترش یابد، حتی با افزایش بهره‌وری هر فرد، اشتغال کل می‌تواند افزایش پیدا کند.

مشاغل با تغییر کمتر در کوتاه‌مدت: این دسته شامل بسیاری از مشاغلی است که وظایف اصلی آن‌ها همچنان فیزیکی است و باید در مکانی مشخص انجام شود؛ مانند برق‌کاران، لوله‌کش‌ها، نصابان و تعمیرکاران سقف، کارگران ساختمانی و بسیاری از کارکنان خدمات غذایی. هوش مصنوعی همچنان می‌تواند در زمان‌بندی، برآورد هزینه، آموزش، مدیریت موجودی یا ارتباط با مشتری کمک کند، اما در حال حاضر نمی‌تواند سیم‌کشی کند، لوله‌ای را تعمیر کند، سقفی را تعویض کند یا غذایی را آماده و سرو کند.

این مشاغل از تأثیر هوش مصنوعی مصون نخواهند ماند. وظایف اداری و مدیریتی آن‌ها ممکن است تغییر کند و پیشرفت‌های رباتیک نیز می‌تواند در نهایت دامنه خودکارسازی را گسترش دهد. اما فعلاً وظایف اصلی آن‌ها نسبتاً کمتر در معرض تأثیر هوش مصنوعی مبتنی بر زبان قرار دارد و ازاین‌رو احتمال تغییرات عمده در کوتاه‌مدت کمتر است.

شواهد اولیه الگوی ساده‌ای از حذف نیروی کار نشان نمی‌دهند

آثار اولیه هوش مصنوعی احتمالاً پیش از آنکه به شکل ناپدید شدن کامل مشاغل بروز کنند، در تغییر وظایف، فرایندهای کاری و مهارت‌های موردنیاز نمایان خواهند شد. در واقع، همین حالا نیز استفاده عملی از هوش مصنوعی در مشاغلی بیشتر است که خطر خودکارسازی بالاتری برایشان شناسایی شده است. رواج استفاده از ChatGPT در مشاغلی که بیش از همه در معرض خطرند، تقریباً سه برابر میزان آن در کل نیروی کار است.

بااین‌حال، تغییرات اخیر بیکاری با میزان قابلیت فنی هوش مصنوعی برای انجام وظایف مشاغل همخوانی روشنی ندارد. از سه‌ماهه نخست ۲۰۲۴، بیکاری در برخی مشاغل کمتر در معرض تأثیر هوش مصنوعی، بیش از مشاغلی افزایش یافته است که این چارچوب آن‌ها را در معرض بیشترین خطر هوش مصنوعی قرار می‌دهد. البته این به معنای اثبات بی‌تأثیر بودن هوش مصنوعی بر بازار کار نیست. بیکاری در هر رده شغلی بازتاب عوامل متعددی است و برخی تغییرات ممکن است ابتدا در استخدام، فرصت‌های شغلی سطح ورودی، دستمزدها یا ترکیب وظایف نمود پیدا کنند، نه در اخراج کارکنان.

نقشه‌ای بهتر برای سیاست‌گذاری

هوش مصنوعی تنها یک آینده محتوم را برای کار رقم نمی‌زند. توانایی فنی اهمیت دارد، اما نهادها، تقاضای مصرف‌کنندگان، تصمیم‌های کسب‌وکارها، مقررات و ارزش پایدار مشارکت انسانی نیز مهم‌اند. چارچوب تحول پیشنهادی در این مقاله نشان می‌دهد که مشاغل مختلف به مداخلات سیاستی متفاوتی نیاز خواهند داشت. 

  • مشاغل در معرض خطر بالای خودکارسازی ممکن است به سامانه‌های هشدار زودهنگام، حمایت هدفمند برای سازگاری با تغییرات و برنامه‌های گذار متناسب با شرایط محلی نیاز داشته باشند. 

  • مشاغلی که احتمالاً بازسازمان‌دهی می‌شوند ممکن است به به‌روزرسانی آموزش، استانداردهای حرفه‌ای و قواعد تأمین نیروی انسانی، و نیز انتظارات روشن‌تری درباره نظارت انسانی نیاز داشته باشند. 

  • مشاغل دارای ظرفیت رشد ممکن است از سیاست‌هایی سود ببرند که به‌کارگیری هوش مصنوعی را تشویق می‌کنند، دسترسی را گسترش می‌دهند و افراد بیشتری را برای ورود به آن حوزه آماده می‌سازند.

در همه این دسته‌ها، سیاست‌گذاران به اطلاعات لحظه‌ای بهتری نیاز دارند. آمارهای سنتی بازار کار ارزشمندند، اما اغلب آن‌قدر دیر به‌روز می‌شوند که نمی‌توانند تغییرات وظایف، انتظارات کارفرمایان و استفاده از فناوری را به‌موقع ثبت کنند. ترکیب داده‌های اشتغال با شاخص‌های توانایی هوش مصنوعی و میزان به‌کارگیری واقعی آن می‌تواند تصویری به‌روزتر از بخش‌هایی ارائه دهد که فشار در آن‌ها رو به افزایش است.