چگونه Chime با هوش مصنوعی، بازاریابی را بازتعریف میکند
گفتگویی با Vineet Mehra، مدیر ارشد بازاریابی، Chime.

Chime یک شرکت پیشرو در فناوری مالی است که به نیازهای میلیونها نفر از مردم عادی در زمینه مدیریت هزینهها، پسانداز، نقدینگی و اعتبار پاسخ میدهد.
ما با Vineet Mehra، مدیر ارشد بازاریابی در Chime، درباره اینکه چگونه فناوری، عصر طلایی بازاریابی را ممکن کرده است، بازاریابانی که در حال توسعه سواد هوش مصنوعی هستند و پیشبرد پذیرش هوش مصنوعی از سطوح بالای سازمان صحبت کردیم.
شما که تجربه رهبری تیمهای بازاریابی در صنایع مختلف را داشتهاید، نقش بازاریابی و CMO چگونه تحول پیدا کرده است؟
ما در حال ورود به عصر هوش مصنوعی و عاملمحور شدن بازاریابی هستیم—تحولی پارادایمی برای مدیران ارشد بازاریابی. هوش مصنوعی فقط یک ابزار دیگر نیست—بلکه در حال بازتعریف مدل عملیاتی بازاریابی است. ساختار سنتی مبتنی بر کمپین در حال جایگزین شدن با مدلی عاملمحور است، مدلی که در آن عاملهای هوش مصنوعی به عنوان امتداد برند عمل میکنند—در زمان واقعی تطبیق مییابند، در مقیاس شخصیسازی میکنند و هزینهها را با دقتی بیسابقه بهینه میسازند. این عاملها بهطور بنیادین نحوه طراحی سازمانهای بازاریابی را متحول خواهند کرد و آنها را از تیمهای ایستای مبتنی بر اجرا به تیمهای پویایی تبدیل خواهند کرد که سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی را هماهنگ میکنند؛ سیستمهایی که به طور مداوم یاد میگیرند و بهبود مییابند. این، از بسیاری جهات، بهترین موقعیتی است که مدیران ارشد بازاریابی تاکنون برای انجام مأموریت اصلی خود در آن قرار داشتهاند: تخصیص سرمایه برای به حداکثر رساندن رشد کارآمد. چالش اکنون سرعت است—مدیران ارشد بازاریابی باید بهسرعت سازمان، قابلیتها و تصمیمگیریهای خود را تطبیق دهند تا به طور کامل از این پارادایم جدید بهرهبرداری کنند. آینده از آنِ کسانی است که میتوانند این تغییر را بهسرعت ایجاد کنند.
«به هوش مصنوعی نه فقط به عنوان ابزاری تاکتیکی یا مبتنی بر وظیفه، بلکه به عنوان یک لایه افقی و فراگیر نگاه کنید که میتواند این زیستبوم بازاریابیِ موردنیاز در عصر مدرن را به هم متصل کند.»
شما استدلال کردهاید که مدیران ارشد بازاریابی، به جای آنکه در معرض تهدید باشند، در حال ورود به «عصر طلایی بازاریابی» هستند. منظورتان از آن چیست؟
شکی نیست که اکنون وارد عصر طلایی بازاریابی میشویم. بیش از هر زمان دیگری، CMOها این فرصت را دارند که با کارآمدی بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ، موجب رشد سودآور شوند.
هوش مصنوعی همچنین سیلوهای سنتی میان بازاریابی برند، بازاریابی عملکردی و بازاریابی چرخهٔ عمر را از میان برمیدارد و به ایجاد مدلی یکپارچهتر و سازگارتر برای بازاریابی کمک میکند. شخصیسازی در مقیاس گسترده، که مدتها یک آرزو تلقی میشد، اکنون در حال تبدیل شدن به واقعیتی عملیاتی است؛ واقعیتی که با اتکا به یادگیری تقویتی، سرعت آزمایشگری را بهسرعت شتاب میبخشد. اکنون بازاریابان میتوانند در زمان واقعی آزمایش، یادگیری و بهینهسازی کنند—و کاری را که پیشتر ماهها طول میکشید، در عرض چند روز انجام دهند—و به این ترتیب سریعتر از هر زمان دیگری به اثرگذاری و نتایج دست یابیم. در عین حال، ایجنتهای مبتنی بر هوش مصنوعی سطح تازهای از پشتیبانی را برای تیمهای بازاریابی فراهم خواهند کرد—بهینهسازیهای روزمره را انجام خواهند داد، بینشها را برجسته خواهند کرد و اجرای کارها را خودکار خواهند ساخت—تا تیمها بتوانند بر ارزشمندترین فعالیتهای راهبردی و خلاقانه تمرکز کنند.
این عصر جدید این ظرفیت را فراهم میکند که رشدی بیسابقه محقق شود. نقش CMO هیچگاه تا این اندازه اثرگذار نبوده است و توانایی ایجاد رشد واقعی در کسبوکار نیز هرگز تا این حد در اختیار ما نبوده است. با در اختیار داشتن ابزارهای بیشتر، دادههای بیشتر و هوشمندی مبتنی بر هوش مصنوعی، بازاریابها اکنون بیش از هر زمان دیگری توانمند شدهاند تا تصمیمات هوشمندانهتری بگیرند، سریعتر عمل کنند و اثری ماندگار ایجاد کنند.
چه توصیهای به رهبران بازاریابی که بهدنبال بهرهگیری مؤثر از هوش مصنوعی هستند، میدهید؟
موفقترین استراتژی پذیرش هوش مصنوعی بر پایه چارچوبی روشن و ساختاریافته بنا میشود که تضمین میکند هوش مصنوعی صرفاً مجموعهای از ابزارهای پراکنده نیست، بلکه سیستمی یکپارچه است که اثرگذاری بازاریابی را تقویت میکند. این با سه اصل کلیدی شروع میشود.
- پشتیبانی از هوش مصنوعی از بالاترین سطح سازمان: پذیرش هوش مصنوعی فقط یک تصمیم فناورانه نیست، بلکه یک تحول کسبوکاری است. مدیران ارشد بازاریابی باید هدایت این تحول را بر عهده بگیرند؛ با پیشبرد نقشهراه راهبردی، اطمینان از اینکه تیمها ظرفیت هوش مصنوعی را درک میکنند، و ترسیم این چشمانداز که هوش مصنوعی چگونه هم خلاقیت و هم رشد را تقویت میکند.
- کوچک شروع کنید و سریع مقیاسبندی کنید: یکی از بزرگترین موانع پذیرش هوش مصنوعی، وسوسه انجام همهچیز به صورت یکباره یا هدفگذاری برای تحول فوری است. واقعیت این است که هوش مصنوعی را به بهترین شکل از طریق آزمونوخطای عملی میتوان یاد گرفت—موفقیتهای سریع شتاب ایجاد میکنند، اعتمادبهنفس را افزایش میدهند و مقیاسبندی سریعتر را ممکن میسازند. ما کار را با هوش مصنوعی برای وظایف سادهای مانند بهبود متن آغاز کردیم، سپس آن را به تولید خلاقانه با کمک هوش مصنوعی، SEO و بهینهسازی رسانه در زمان واقعی گسترش دادیم. هر استقرار هوش مصنوعی باید به تأثیری قابلاندازهگیری منجر شود، چه در قالب افزایش کارایی، سرعت تولید محتوا، یا نرخهای تبدیل بالاتر.
- هوش مصنوعی فقط به اندازهٔ کیفیتِ ورودیهایی که دریافت میکند خوب است: هوش مصنوعی صرفاً خودبهخود کار نمیکند—بلکه فقط به اندازه دادهها و پارامترهایی که به آن داده میشود مؤثر است. کیفیت ورودیها، کیفیت خروجیهای هوش مصنوعی را تعیین میکند. در اوایل مسیر هوش مصنوعی خود، مشاهده کردیم که مدلهای شخصیسازی و قیمتگذاری پیشنهادی مبتنی بر ارزش پیشبینیشده با مشکل مواجه بودند تا زمانی که ورودیهای داده خود را بهبود دادیم. بهطور مشابه، تولید محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی ما نیز زمانی موفقتر بود که بهجای تکیه بر مدلهای آماده، یک GPT سفارشی ایجاد کردیم که بر اساس پربازدهترین محتوای Chime آموزش دیده بود. مدیران ارشد بازاریابی باید همزمان با گسترش هوش مصنوعی در مقیاس، کیفیت داده و آموزش مدل را در اولویت قرار دهند و اطمینان حاصل کنند که این فرایند با اهداف کسبوکارشان همسو است، نه اینکه صرفاً وظایف را خودکار کند.
"این ابزارها فقط به اندازهٔ توانایی یک فرد برای بردنِ بیشترین استفاده از آنها خوب هستند. به همین دلیل GPTها را معرفی کردیم—این یک موفقیت کوچک بود تا مردم را به آن عادت دهیم. کمکم، هرچه احساس راحتی بیشتری میکنند، شروع میکنند به گفتن: «وای، من میتوانم این کار را انجام دهم—دیگر چه کارهایی میتوانم انجام دهم؟»
هوش مصنوعی چگونه در حال تغییر دادن شیوه کار سازمان بازاریابیتان است؟
هوش مصنوعی در حال متحول کردن نحوه عملکرد سازمان بازاریابی ما است و ما را در نحوه ایجاد، بهینهسازی و یادگیری سریعتر، سازگارتر و دقیقتر میسازد. در Chime، ما هوش مصنوعی را در بسیاری از جریانهای کاری بازاریابی خود تعبیه کردهایم تا بهرهوری و تأثیر بیشتری ایجاد کنیم، و بیشترین تغییرات در سه حوزه رخ داده است:
- شتاب خلاقیت و تولید محتوا: هوش مصنوعی تولید محتوا را بدون آنکه کیفیت یا یکپارچگی برند را قربانی کند، شتاب میبخشد. از استوریبوردسازی و تولید ویدئو با کمک هوش مصنوعی گرفته تا توسعه خودکار محتوا، وابستگی به آژانسهای خارجی را کاهش دادهایم و قابلیتهای هوش مصنوعی را در داخل سازمان ایجاد کردهایم که خروجی خلاقانه را افزایش میدهند و همزمان هزینهها را کاهش میدهند. جریانهای کاری مبتنی بر هوش مصنوعی اکنون به ما امکان میدهند داراییها را سریعتر توسعه دهیم و مستقر کنیم و در نتیجه چابکی بیشتری در بازار داشته باشیم.
- بهینهسازی در زمان واقعی در رسانه و بازاریابی چرخه عمر: هوش مصنوعی به ما کمک میکند از آزمایش دستی به تصمیمگیری خودکار در زمان واقعی حرکت کنیم. ابزارهایی مانند PMAX و OfferFit بر اساس سیگنالهای عملکردی زنده، هزینهکرد رسانهای، پیامرسانی و نقاط تماس با مشتری را بهصورت پویا تنظیم میکنند تا اطمینان حاصل شود که هر تعامل برای بیشترین اثرگذاری بهینهسازی شود. بهجای تکیه بر کمپینهای از پیش تنظیمشده و رهاشده، هوش مصنوعی به ما امکان میدهد عملکرد بازاریابی را در همان لحظه به طور مداوم اصلاح و بهبود دهد.
- بینشهای سریعتر و هوشمندانهتر درباره مشتری: هوش مصنوعی فقط اجرای کارها را بهبود نمیدهد؛ بلکه در حال بازشکل دادن به نحوه درک و پاسخگویی ما به مشتریانمان است. شناسایی روندها و تحلیل احساسات مبتنی بر هوش مصنوعی به ما امکان میدهند تا مقادیر عظیمی از بازخورد مشتریان را به صورت بلادرنگ پردازش کنیم. برای مثال، تحلیل صدای مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی ما بینشهای هفتگی تولید میکند که به طور مستقیم استراتژی محصول و بازاریابی را شکل میدهد، تا مطمئن شویم که همواره خود را با آنچه برای اعضای ما بیشترین اهمیت را دارد تطبیق میدهیم. علاوه بر این، تیم تحقیقاتی ما یک GPT شخصی سازی شده ایجاد کرده است که بهعنوان یک پایگاه داده تعاملی عمل میکند؛ جایی که کاربران میتوانند پرسش بپرسند و از پرسوناهای مصنوعی که نماینده بخشهای کلیدی ما هستند، پاسخ دریافت کنند.
ما چارچوبی برای هوش مصنوعی در بازاریابی ترسیم کردهایم که افقی است، اما در عین حال به هر متخصص امکان میدهد ابزارهایی در اختیار داشته باشد که به او کمک کنند وظایف خود را بهتر انجام دهد. به نظر من این واقعاً مهم است.
اما هوش مصنوعی فقط مربوط به سرعت نیست—بلکه به پیادهسازی سنجیده مربوط میشود. بزرگترین درسی که آموختهایم این است که هوش مصنوعی فقط به اندازهٔ کیفیت دادههایی که دریافت میکند خوب است. همانطور که اشاره شد، دریافتیم که مدلهای شخصیسازی و ارزشگذاری پیشنهادی پیشبینانه تا زمانی که کیفیت دادههایی را که به آنها میدادیم بهبود ندادیم، مطابق انتظار عمل نمیکردند. به همین دلیل Chime Content GPT را ساختیم؛ یک مدل هوش مصنوعی سفارشی که بر اساس برترین محتوای ما از نظر عملکرد آموزش دیده است تا اطمینان حاصل شود هر خروجی تولیدشده توسط هوش مصنوعی، لحن برند، کیفیت و اعتبار ما را حفظ میکند.
هوش مصنوعی به سرعت در حال تحول است و هیچ نسخه واحدی برای موفقیت وجود ندارد. آنچه بیش از همه اهمیت دارد، انعطافپذیر ماندن، سریع آزمایش کردن و یاد گرفتن از موفقیتها و شکستهاست. شرکتهایی که سریعتر از همه حرکت میکنند—در عین حال اطمینان حاصل میکنند که هوش مصنوعی با دقت آموزش داده و ادغام میشود—در این عصر جدید در بهترین موقعیت برای پیشبرد رشد قرار خواهند گرفت.
در نهایت، مهمترین مهارت هوش مصنوعی نیست، بلکه کنجکاوی است. هوش مصنوعی اینجا نیست که جای شما را بگیرد، اما اگر پیشرفت نکنید، کسی که میداند چطور از آن بهره بگیرد این کار را خواهد کرد. بهترین بازاریابها کسانی هستند که پیشرو میمانند، به یادگیری ادامه میدهند و سریع عمل میکنند. سؤال این نیست که آیا هوش مصنوعی بازاریابی را تغییر خواهد داد؛ بلکه این است که آیا شما آمادهاید همگام با آن تغییر کنید.
Chime در سراسر سازمان خود و در هر بخش، از جمله عملیات، بازاریابی، مهندسی، محصول، تحلیل و موارد دیگر، از ChatGPT استفاده میکند.
OpenAI به بیش از 1 میلیون مشتری کسبوکاری در سراسر جهان خدمات ارائه میدهد—سریعترین پلتفرم کسبوکار در حال رشد در تاریخ.


