ایالات متحده با اقدام ایالتی و فدرال ایمنی هوش مصنوعی را پیش میبرد
از طریق فدرالیسم معکوس، ایالتها بر پادمانهای هوش مصنوعی همسو میشوند، همزمان دولت فدرال به سوی استانداردی ملی میرود و زمینه چارچوبی جهانی به رهبری ایالات متحده را فراهم میکند.
نوشته کریس لهین، مدیر ارشد Global Affairs
از مراکز ایالتی در سراسر کشور گرفته تا واشنگتن و نشستهای بینالمللی، رویکردهای جدی برای حکمرانی هوش مصنوعی پیشرو در حال شکلگیری است. این رویکردها در کنار هم، چشماندازی دموکراتیک برای هوش مصنوعی را پیش میبرند.
کالیفرنیا، نیویورک و در تازهترین مورد ایلینوی، قانونگذاری ایمنی پیشرو را پیش بردهاند که به حرکت کشور به سوی یک خط پایه مشترک برای حکمرانی قدرتمندترین سامانههای هوش مصنوعی کمک میکند.
این تلاشها نشاندهنده شتاب گرفتن چیزی است که OpenAI آن را فدرالیسم معکوس مینامد: کمک ایالتها به ایجاد مسیری مشترک از طریق چارچوبی واحد. همزمان با همگرا شدن کارهای ایالتمحور با تلاشهای در جریان در سطح فدرال، یک استاندارد ملی در حال شکلگیری است و پایههای چارچوبی جهانی برای هوش مصنوعی به رهبری ایالات متحده را میگذارد. ما باور داریم بهترین راه برای اطمینان از اینکه هوش مصنوعی به سود همگان باشد، نه فقط گروهی اندک، این است که تصمیمهای حیاتی—از ایمنی پیشرو آغاز شود—توسط دولتهای دموکراتیک گرفته شود، نه فقط آزمایشگاههای پیشرو.
در نهایت، منافع ایالات متحده با چارچوبی ملی که بر همین اصل استوار باشد، بهتر تأمین میشود. اما در نبود چنین چارچوبی، ایالتها میتوانند با تصویب قوانینی مشابه یکدیگر ما را به آن سمت ببرند. آنها میتوانند گامبهگام یک استاندارد ملی بالفعل ایجاد کنند.
و اگر ایمنی اولویت باشد، چنین استاندارد ملی بهترین رویکرد سیاستی است تا اطمینان دهد (الف) ایالات متحده همچنان در نوآوری پیشتاز میماند و با مجموعهای پراکنده از مقررات تضعیف نمیشود؛ مقرراتی که توان ساخت یک پشته جهانی هوش مصنوعی دموکراتیک را کند میکند، پشتهای که هدفش این است نیروهای خوب ابزارهای لازم برای دفاع در برابر عاملان بدی را داشته باشند که میکوشند از هوش مصنوعی در حوزههایی مانند امنیت سایبری سوءاستفاده کنند؛ و (ب) ایالات متحده را در قویترین موقعیت قرار میدهد تا استاندارد ملی را به رویکردی جهانی برای استقرار ایمن هوش مصنوعی، مبتنی بر ارزشهای دموکراتیک، تبدیل کند. اگر بخواهیم چارچوبی ایمنی ایجاد کنیم که واقعاً استقرار یک استاندارد ملی و بینالمللی را در اولویت قرار دهد—چیزی که بیشترین پشتیبانی را از استقرار ایمن هوش مصنوعی خواهد کرد—به کار دشوار، جدیت در هدف و راهبردی نیاز داریم که ایالتها، دولت فدرال و گفتوگوی بینالمللی را به هم پیوند دهد. رویکرد نمایشی یا فضیلتنمایانه در اینجا کارساز نخواهد بود—آشفتگی در سطح ایالتی به سود رویکردی پایدار برای ایمنی نیست و فقط به آشفتگی بیشتر میانجامد.
برای موفقیت این رویکرد، ایالتها باید همچنان بر عناصر محوری همسو شوند، همانگونه که کالیفرنیا، نیویورک و ایلینوی چنین کردهاند. بهطور کلی، این عناصر عبارتاند از:
- چارچوب ایمنی مستند، همراه با ارزیابیهای ریسک برای مدلهای پیشرو و افشای عمومی آن ارزیابیها و نتایجشان.
- گزارشدهی رخدادهای جدی ایمنی.
- حکمرانی و پاسخگویی از طریق ممیزیهای مستقل و عینی.
این سه ایالت در مجموع، نظارت دموکراتیک را در استقرار هوش مصنوعی پیشرو گنجاندهاند. کالیفرنیا چارچوب اصلی افشا را ایجاد کرد. نیویورک نشان داد که این رویکرد میتواند در حوزههای قضایی مختلف پذیرفته شود. ایلینوی با الزام راستیآزمایی مستقل افشاهای کلیدی، آن را تکمیل کرد.
ما میدانیم که قانونگذاری اغلب شامل مفاد اضافی برای جلب آرای لازم جهت تصویب است. اما باور داریم اینها عناصر ضروری برای ایجاد یک استاندارد ملی بالفعل از طریق فدرالیسم معکوساند. بدون این انضباط، با خطر گسترش بیرویه سیاستها و مجموعهای پراکنده از قوانین ایالتی روبهرو میشویم که اجرای آنها برای نهادهای تنظیمگر دشوار، فهم و پیگیریشان برای مصرفکنندگان گیجکننده، و منحرفکننده منابع توسعهدهندگان—بهویژه در استارتآپها و شرکتهای کوچک—است؛ منابعی که بهتر است در ایمنی سرمایهگذاری شوند. بهطور خاص، و همانطور که چند هفته اخیر نشان داده است، با توانمندتر شدن روزافزون مدلهای هوش مصنوعی، به نظامی منسجم نیاز داریم که به ما امکان دهد ابزارها را در اختیار دولت، زیرساختهای حیاتی، متحدان و شرکای مورد اعتماد قرار دهیم.
سیاستگذاران همچنین باید مراقب گسترش مأموریت باشند. نباید از ایالتها خواسته شود ریسکهای مهم امنیت ملی را مدیریت کنند (یا عملاً به نمایندگی از کل کشور تصمیمهای امنیت ملی بگیرند) یا بازبینیهای بسیار فنی انجام دهند؛ کارهایی که کارشناسان فدرال، با منابع، تخصص، دسترسی به سامانههای طبقهبندیشده و ظرفیت همکاری نزدیک با تیمهای ما، بهتر از عهده آنها برمیآیند.
در سطح فدرال، دولت ترامپ همچنان با کارشناسان فنی و امنیت ملی روی چارچوبی برای آزمون دولتی ایالات متحده از توانمندترین مدلهای هوش مصنوعی در حوزه سایبری کار میکند. این چارچوب، استانداردها، زمانبندیها و فرایندهای آزمون را تعیین خواهد کرد. OpenAI در گفتوگوهای سازندهای با دولت، شرکتهای همتا، گروههای تجاری و دیگر ذینفعانی مشارکت دارد که به شکلگیری این تلاش کمک میکنند.
کار جاری روی ارزیابیهای سایبری نشان میدهد چرا یکپارچگی اهمیت دارد. امروز، و بهطور قابل درک، مدلها پیش از تکمیل چارچوب فدرال در حال آزمون هستند. با پیش رفتن آزمایشگاهها در این فرایند، یک درس روشن شده است: ما در سطح ایالتی و فدرال به رویکردی یکپارچه و تکرارپذیر نیاز داریم. این امر ضروری است اگر بخواهیم توانمندترین مدلها در اختیار دولت، مدافعان زیرساختهای حیاتی، متحدان و دیگر شرکای مورد اعتماد قرار گیرد. از هدف دولت برای استقرار این چارچوب تا اوایل اوت قدردانی میکنیم.
یک چارچوب آزمون فدرال کمک میکند ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی در اختیار دولت، مدافعان زیرساختهای حیاتی، متحدان و دیگر شرکای مورد اعتماد قرار گیرد. با این کار، نهادهای دموکراتیک تقویت میشوند و به ساخت یک پشته هوش مصنوعی دموکراتیک به رهبری ایالات متحده کمک خواهد شد. اکنون زمان آن است که از پیشتازی نوآوری آمریکا در پشتیبانی از هوش مصنوعی دموکراتیک استفاده کنیم.
نه یک فرایند فدرال تعریفنشده و نه مجموعهای پراکنده از قوانین ایالتی، رژیم منسجمی برای ایمنی پیشرو ایجاد نخواهد کرد. ما به رویکردی نیاز داریم که تضمین کند بهترین آزمایشکنندگان توانمندترین مدلها را ارزیابی کنند، و مدافعان مورد اعتماد آنقدر سریع به این ابزارها دسترسی یابند که از عاملان مخرب جلو بمانند.
کنگره نیز در حال پیشروی است. قانونگذاران در هر دو مجلس و از هر دو حزب—از جمله در تازهترین مورد، نمایندگان جی اوبرنولتی و لوری تراهان—به تحولات در ایالتها و قوه مجریه توجه کردهاند و پیشنهادهایی برای یک چارچوب فدرال ارائه دادهاند. هیچ پیشنویس بحثی که مسیر واقعبینانهای برای تصویب داشته باشد، بینقص نخواهد بود. اما ما این کار را گامی سازنده رو به جلو میدانیم و باور داریم بسیاری از مفاد آن سنجیده و شایسته حمایتاند.
همچنین دلگرمایم که رهبران سنا و مجلس نمایندگان تلاش جدی برای حکمرانی ملی و پیشنهادهای ایمنی پیشرو صرف میکنند، و با بسیاری از آنان گفتوگوهای سازندهای داشتهایم. با توجه به اندازه و نفوذ ایالتهایی که پیشتر قوانینی همسو در این مسیر تصویب کردهاند، گنجاندن آن رویکردها در قانونگذاری فدرال باید ایجاد یک رژیم ملی واحد برای ایمنی پیشرو را آسانتر کند.
طرح OpenAI برای ایمنی پیشرو، عناصر ضروری این چارچوب از نگاه ما را تشریح میکند.
نخست، دولت فدرال باید آزمون و ارزیابی پیشرفتهترین سامانهها را رهبری کند. هوش مصنوعی پیشرو پرسشهایی درباره امنیت ملی و ایمنی عمومی مطرح میکند که به تخصص فنی، منابع و دسترسیهایی نیاز دارد که هیچ ایالتی نمیتواند بهطور کامل بازتولید کند.
این کار باید مرکز استانداردها و نوآوری هوش مصنوعی (CAISI) را تقویت کند؛ مرکزی که در دولت رئیسجمهور بایدن ایجاد شد و در دولت رئیسجمهور ترامپ تقویت شد. CAISI میتواند ظرفیت پایدار فدرالی لازم برای ارزیابی مدلهای پیشرفته را فراهم کند و ایمنی پیشرو را به سوی پیشگیری از آسیب پیش از وقوع آن ببرد، نه اتکا عمدتاً به پاسخگویی پس از وقوع. هر قانون فدرالی باید با دقت بررسی کند که CAISI چگونه باید با سایر بخشهای دولت همکاری کند و چه نقشی در مرکز آزمونها داشته باشد.
دوم، شرکتهایی که توانمندترین سامانهها را توسعه میدهند باید الزامات روشنی را برآورده کنند، از جمله ممیزیهای مستقل، گزارشدهی رخدادها، استانداردهای امنیتی قوی و حمایت از افشاگران.
سوم، تلاشهای فدرال و ایالتی باید یکدیگر را تقویت کنند. قوانین ایالتی همگی یکسان نخواهند بود، و ما مشتاق همکاری با سیاستگذاران در سراسر کشور هستیم تا اطمینان یابیم این قوانین ایمنی را تقویت میکنند و در عین حال مزایای اقتصادی هوش مصنوعی را به حداکثر میرسانند.
ایالتها همچنین باید در حوزههایی فراتر از ایمنی پیشرو، از جمله حمایت از جوانان، سیاست برق و محیط زیست، و آموزش و سواد هوش مصنوعی، همچنان نقش آزمایشگاههای دموکراسی را ایفا کنند.
چارچوب فدرال همچنان ضروری است. هوش مصنوعی پیشرو پرسشهایی درباره امنیت ملی، رقابتپذیری اقتصادی و ایمنی عمومی مطرح میکند که در نهایت برای پشتیبانی از هوش مصنوعی دموکراتیک به استانداردهای ملی، توانمندیهای ملی و نهادهای ملی نیاز دارند.
قانونگذاری ملی همچنین برای چارچوبی بینالمللی به رهبری ایالات متحده در زمینه استانداردهای هوش مصنوعی حیاتی است. این ایده چند هفته پیش در G7، همراه با برزیل، مصر، هند، کنیا و کره، مطرح شد؛ جایی که مدیران عامل آزمایشگاههای پیشرو درباره نیاز به چنین چارچوبی گفتوگو کردند. پس از آن نشست، سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، در Financial Times پیشنهاد کرد(در یک پنجره جدید باز میشود) «مجمعی بینالمللی به رهبری ایالات متحده ایجاد شود که استانداردهای پذیرفتهشده را تعیین کند، تحلیل کارشناسانه و بیطرفانهای از توانمندیها و ریسکها ارائه دهد، و این فناوری را در اختیار کشورها و شرکتهایی قرار دهد که مشارکت میکنند و از قواعد پیروی میکنند.» این هفته، دمیس هاسابیس، مدیرعامل Google DeepMind، نیز در مقالهای تازه ایدههای سنجیدهای مطرح کرد. قانونگذاری فدرال—که ناگزیر باید دوحزبی باشد—پایهای محکم برای آن تلاش بینالمللی فراهم خواهد کرد.
اکنون این شتاب در همه سطوح آشکار است. ایالتها در حال ایجاد رویکردهای مشترکاند. کنگره و قوه مجریه به سوی چارچوبی ملی پیش میروند. و رهبران جهانی در حال آغاز گفتوگو درباره استانداردهای بینالمللیاند. اگر هر یک بر دیگری بنا شود، ایالات متحده میتواند توسعه چارچوبی جهانی را رهبری کند که بر چشماندازی دموکراتیک برای هوش مصنوعی استوار است. و همین رویکرد همسوسازی دموکراتیک در قبال هوش مصنوعی، رویکردی است که واقعاً ایمنی را در اولویت قرار میدهد.


